دلم یک لیوان فراغ بال میخواهد!
در گیرو دار امتحان دادن و آماده کردن مقدمات رفتن
گاهی حتی باورم نمی شود رفتن را
آنهم انقدر دور
در قاره ای دیگر
میان چشم رنگی ها و مو زردها!
میان هیاهوی دو اتیشه های فوتبالی
در سرزمین رقص ها و اوازها
و رفتن به سرزمین شادی ها!
لا اقل این جور درباره اش می گویند!
یک زندگی دیگر در من دارد جوانه می زند
گاهی باورم نمی شود که راه من در زندگی به این سمت داردمی رود
به رفتن انهم اینقدر دور...
......................
+داشتم فکر می کردم چقدر بزرگ شده ام و چقدر آرام و چقدر عمیق!!!
++ باورم نمی شود،گاهی گذشته های نه چندان دور چقدر گرد خورده و فراموش شده می شوند
+++من دارم پرهایم را به اندازه پرواز در دنیا می گشایم و توکلت علی ا...
دل نوشته هایی به خدا...ما را در سایت دل نوشته هایی به خدا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 250